عیون . (ع اِ) ج ِ عَین . رجوع به عَین و عُیون (ع اِ) شود.
عیون . [ ع ُ] (اِخ ) جایگاهی است در بحرین ، و علی بن مقرب عیونی شاعر بدانجا منسوب است . رجوع به معجم البلدان شود.
= عین۱
〈 عیون اعمال: [قدیمی] شغلهای بزرگ؛ کارهای بزرگ.
(عُ) [ ع . ] (اِ.) جِ عین ؛ چشم ها.
(عَ) [ ع . ] (ص .) شور چشم ، بدچشم .