Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عیهم

تلفظ بین المللی : /ˈejham/ تلفظ :‌ ['ejham]
لغت نامه دهخدا
  • عیهمان
  • عیهمه
  • عیهمی
  • علیهما
  • عیام
  • عیامی
  • عیشم
  • عیلم
  • عیم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عیهم . [ ع َ هََ ] (اِخ ) جائی است در «غور» از تهامة. و گویند کوهی است در نجدبر طریق یمامة بسوی مکه . و نام آن در شعر جابربن حنی و ابن السکیت آمده است . رجوع به معجم البلدان شود.

عیهم . [ ع َ هََ ] (ع ص ) استوار از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شدید. (اقرب الموارد). || شتر ماده ٔ تیزرو. || (اِ) پیل نر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم ...

کلمات مرتبط

  • عیهمان
  • عیهمه
  • عیهمی
  • علیهما
  • عیام
  • عیامی
  • عیشم
  • عیلم
  • عیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات