Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عیهله

تلفظ بین المللی : /ˌejahˈaleː/ تلفظ :‌ [,ejah'ale:]
لغت نامه دهخدا
  • عیله
  • عبهله
  • عضهله
  • عیاله
  • عیهبه
  • عیهره
  • عیهقه
  • عیهل
  • عیهمه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عیهلة. [ ع َ هََ ل َ ] (اِخ ) ابن کعب بن عوف عنسی مذحجی ، مشهور به ذوالحمار. اولین تن که در اسلام مرتد شد. رجوع به اسود (ابن کعب عنسی ) شود.

عیهلة. [ ع َ هََ ل َ ] (ع ص ) زن چست و سبک که یک جا قرار نگیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گنده پیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن پیر. (ناظم الاطباء). عجوز. (اقرب الموارد). || م...

کلمات مرتبط

  • عیله
  • عبهله
  • عضهله
  • عیاله
  • عیهبه
  • عیهره
  • عیهقه
  • عیهل
  • عیهمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات