معنی اصطلاح -> عین خیال کسی نبودنهیچ اهمیتی ندادن / اعتنایی نداشتن؛ آسوده خاطر بودن؛ بی تفاوت بودن در برابر چیزیمثال: - همه ی داروندارش را از دست داده بود و تا خرخره هم زیر قرض رفته بود، اما عین خیالش نبود. - من نمی فهمم این چه جور آدمی است؛ اصلا عین خیالش نیست که بچه هایش چه سرنوشتی پیدا کنند. - یادش به خیر قدیم ها، ده ساعت کار بدنی سنگین می کردم، عین خیالم هم نبود....