Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیلم

تلفظ بین المللی : /ˈejlam/ تلفظ :‌ ['ejlam]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذو علم
  • ذوی العلم
  • امین العالم محمود
  • رب العالمین
  • رحمه العالمین
  • الدروس فی علم الاصول
  • الرافد فی علم الاصول
  • انتشارات علمی و فرهنگی شرکت
  • العالم تلویزیون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیلم . [ ع ِ ل ِ ] (از ع ، ص ) دانشمند و عالم . (از ناظم الاطباء).

عیلم . [ ع َ ل َ ] (ع اِ) دریا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بحر. (اقرب الموارد). || چاه بسیارآب ، یا آب شور. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). چاه بسیارآب ، و گویند چاه شور. (از اقرب الموارد). || چاه وسیع. (از اقرب الموارد از تاج ). در ناسزا گویند: یا ابن العیلم . (اقرب...

فرهنگ فارسی

دانشمند و عالم

کلمات مرتبط

  • ذو علم
  • ذوی العلم
  • امین العالم محمود
  • رب العالمین
  • رحمه العالمین
  • الدروس فی علم الاصول
  • الرافد فی علم الاصول
  • انتشارات علمی و فرهنگی شرکت
  • العالم تلویزیون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات