Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیق

تلفظ بین المللی : /ˈejq1/ تلفظ :‌ ['ejq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیقات
  • عیقص
  • عیقه
  • عیقره
  • رباط عشق
  • رسانای عایق پوش
  • سفیدان عتیق
  • ضعف عرق کاستی
  • طبریه العتیق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیق . [ ق ِ ] (ع صوت ) کلمه ای است که بدان زجر نمایند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم صوت است که بدان زجر کنند. (از اقرب الموارد).

عیق . [ ع َی ْ ی ِ ] (ع ص ) مرد نیک بازدارنده از حاجت و درنگی نماینده . عَیق . (منتهی الارب ). رجوع به عیق شود. || ضیق لیق عیق ؛ از اتباع است . (منتهی الارب ).

عیق . [ ع ...

فرهنگ فارسی

کلمه است که بدان زجر نمایند اسم صوت است که بدان زجر کنند

کلمات مرتبط

  • عیقات
  • عیقص
  • عیقه
  • عیقره
  • رباط عشق
  • رسانای عایق پوش
  • سفیدان عتیق
  • ضعف عرق کاستی
  • طبریه العتیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات