Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عیضوم

تلفظ بین المللی : /ejˈazuːm/ تلفظ :‌ [ej'azu:m]
لغت نامه دهخدا
  • ذات العضوم
  • عضوم
  • عیتوم
  • عیثوم
  • عیشوم
  • عیشومه
  • عیصوم
  • عیضموز
  • عیضمون
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عیضوم. [ ع َ ] ( ع ص ) بسیارخورنده. ( منتهی الارب ). اکول و پرخور.( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). عیصوم. رجوع به عیصوم شود. || نیک گزنده. ( منتهی الارب ). بسیار گزنده. ( ناظم الاطباء ). عَضوض. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • ذات العضوم
  • عضوم
  • عیتوم
  • عیثوم
  • عیشوم
  • عیشومه
  • عیصوم
  • عیضموز
  • عیضمون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات