Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیص

تلفظ بین المللی : /ˈejs/ تلفظ :‌ ['ejs]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذنابه العیص
  • ذات العیص
  • سریه زید بن حارثه به عیص
  • ضمره بن ابی العیص
  • عیصو
  • عیصاء
  • عیصان
  • عیصر
  • عیصوم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیص . (اِخ ) نام پسر اسحاق بن ابراهیم علیه السلام بود. رجوع به عیصو شود.

عیص . [ ع َ] (ع مص ) دشوار گردیدن سخن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عیاص . عَوَص . رجوع به عوص و عیاص شود.

عیص . (اِخ ) جایگاهی است در بلاد بنی سُلیم ، و در آنجا آبی است بنام «ذنبان العیص ». (از معجم البلدان ). آبی است به دیار بنی سلی...

فرهنگ فارسی

پسر اسحاق علیه السلام و رفقه و برادر توام یعقوب علیلهالسلام.اولاد عیصو در کوه سعیر ( در مشرق العربه ) سکنی داشتند و بدان لحاظ آن مقاطعه را (ادوم ) گفتند و نسل ویرا ( ادومیان ) نامیدند و ایشان در دنیا قومی زور آور و قوی بودهاند .
حصاری است بین ینع و مروه و گویند عرضی است از اعراض مدینه در ساحل دریا

کلمات مرتبط

  • ذنابه العیص
  • ذات العیص
  • سریه زید بن حارثه به عیص
  • ضمره بن ابی العیص
  • عیصو
  • عیصاء
  • عیصان
  • عیصر
  • عیصوم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات