عیدة. [ ی َ دَ ] (ع اِ) ج ِ عَود. (تاج العروس ) (آنندراج ). جمع عود،عِوَدة است ، و نیز آن را بر «عیدة» جمع بندند که لغت قبیحی است . (از اقرب الموارد). رجوع به عود شود.
عیده . [ ع َ دَه ْ ] (ع اِمص ) بدخوئی و کبر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سؤخلق . (از اقرب الموارد). || (ص ) مرد گرامی قدر درشت . و بدخوی از مردم و شتر و جز آن . (از منتهی الارب ) (از ناظ...
فرهنگ فارسی
بد خوئی و کبر سوئ خلق مرد گرامی قدر درشت و بد خوی از شتر و جز آن