Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیب گیری

تلفظ بین المللی : /ˈejb ɡˈiri/ تلفظ :‌ ['ejb g'iRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عیبگیری
  • عیوب ریخته گری
  • فهرست موضوعات در اناتومی گری عصب شناسی
  • عیب
  • عیب امدن
  • عیب اوردن
  • عیب بردن
  • عیب بین
  • عیب تابی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیب گیری. [ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) عمل عیب گیر. عیب گیر بودن. عیب گرفتن. عیب شماری. عیب دیگران را نمایان کردن. رجوع به عیب گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

عیب گیر عیب گیر بودن عیب گرفتن

کلمات مرتبط

  • عیبگیری
  • عیوب ریخته گری
  • فهرست موضوعات در اناتومی گری عصب شناسی
  • عیب
  • عیب امدن
  • عیب اوردن
  • عیب بردن
  • عیب بین
  • عیب تابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات