عیب . [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ عَیبة. رجوع به عیبة شود.
عدم قابلیت سامانه یا دستگاه در انجام کار مورد نظر
آهو. از "آ" (پیشوند نایش) و "هو" (خوب). چه فرماییَم چیست نیروی من / تو دانی هنرها و آهوی من (فردوسی).
رسوایی، عار
تقصیر، خرده، خطا
بدی، زشتی، شایبه، معرت
آهو، صدمه، علت، فساد، منقصت، نقصان، نقص، نقیصه، وصمت
۱. آهو، صدمه، علت، فساد، منقصت، نقصان، نقص، نقیصه، وصمت
۲. تقصیر، خرده، خطا
۳. بدی، زشتی، شایبه، معرت
۴. رسوایی، عار
آک، بدی، کمبود