Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیب

تلفظ بین المللی : /ˈejb/ تلفظ :‌ ['ejb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • عیب امدن
  • عیب اوردن
  • عیب بردن
  • عیب بین
  • عیب تابی
  • عیب تخم مرغی
  • عیب تراش
  • عیب جستن
  • عیب جوینده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

عیب . [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ عَیبة. رجوع به عیبة شود.

عیب . [ ع َ ] (ع مص ) عیبناک گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عیب دار گشتن کالا. (از اقرب الموارد). || عیبناک گردانیدن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). عیب دار کردن . لازم و متعدی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || دفزک گردانیدن مشک شیر را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دفزک ش...

فرهنگ عمید

نقیصه، نقص، بدی.

فرهنگ معین

(عَ یا ع ) [ ع . ] (اِ. ) نقص ، نقیصه . ج . عیوب .

فرهنگ فارسی

عدم قابلیت سامانه یا دستگاه در انجام کار مورد نظر

نقیصه، نقص، بدی
۱ - بدی نقص نقصان . ۲ - بد نامی رسوایی . ۳ - گناه جمع : عیوب .
جمع عیبه

دانشنامه عمومی

آهو. از "آ" (پیشوند نایش) و "هو" (خوب). چه فرماییَم چیست نیروی من / تو دانی هنرها و آهوی من (فردوسی).

مترادف و متضاد

رسوایی، عار

تقصیر، خرده، خطا

بدی، زشتی، شایبه، معرت

آهو، صدمه، علت، فساد، منقصت، نقصان، نقص، نقیصه، وصمت

۱. آهو، صدمه، علت، فساد، منقصت، نقصان، نقص، نقیصه، وصمت
۲. تقصیر، خرده، خطا
۳. بدی، زشتی، شایبه، معرت
۴. رسوایی، عار

defect (اسم)علت، عیب، نقص، قصور، کمبود، کاستی، اهو، نکته ضعفdeformation (اسم)زشتی، عیب، کجی، دگردیسیdeficiency (اسم)عدم، عیب، نقص،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به کاستی یا فزونی از اصل آفرینش عیب گفته می شود.عیب به نقصان از اصل خلقت، مانند کوری یا زیاده بر آن، مانند دو سر و یا انگشتان اضافی تعریف شده است. برخی به جای اصل خلقت، مجرای طبیعی را در تعریف عیب گنجانده و گفته اند: عیب عبارت است از زیادتی از مجرای طبیعی یا نقصان از آن. برخی دیگر، قیدی به تعریف عیب افزوده و گفته اند: عیب عبارت است از خروج از مجرای طبیعی به جهت کاستی یا فزونی ای که موجب...

فرهنگ فارسی ساره

آک، بدی، کمبود

واژه نامه بختیاریکا

اِنگ؛ باک؛ بای؛ بک
مَنات؛ ناسا

فرهنگستان زبان و ادب

{fauthorlt} [مهندسی مخابرات] عدم قابلیت سامانه یا دستگاه در انجام کار مورد نظر

کلمات مرتبط

  • عیب امدن
  • عیب اوردن
  • عیب بردن
  • عیب بین
  • عیب تابی
  • عیب تخم مرغی
  • عیب تراش
  • عیب جستن
  • عیب جوینده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات