کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عیاشی کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈajjɑʃˌi kˈardan/
تلفظ :
['ajjAS,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عیاشی و شب زنده داری کردن
عیاری کردن
عادی کردن
عاری از شاخه کردن
عاری کردن
عالی کردن
بی عاری کردن
شورای عالی کرد
عیاشی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
riot (فعل)عیاشی کردن، خوش گذرانی کردن، شورش کردنrevel (فعل)عیاشی کردن، لذت بردن، شادی کردنfeast (فعل)عیاشی کردن، جشن گرفتنcarouse (فعل)میگساری کردن، در مشروب افراط کردن، عیاشی کردنwassail (فعل)میگساری کردن، عیاشی کردنlive in pleasure (فعل)عیاشی کردن، خوش گذرانی کردن...
کلمات مرتبط
عیاشی و شب زنده داری کردن
عیاری کردن
عادی کردن
عاری از شاخه کردن
عاری کردن
عالی کردن
بی عاری کردن
شورای عالی کرد
عیاشی
نظرات