کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عکالد
تلفظ بین المللی :
/aːkˈɑld/
تلفظ :
[a:k'Ald]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عزالدوله
عزالدین
عزالدین زنجانی
عزالدین قسام
عزالدین قطبی
عزالدین کاشانی
عکال
بختیار عزالدوله
حسین غوری عزالدین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عکالد. [ ع ُ ل ِ ] ( ع ص ) شیر دفزک خفته. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و برخی لام آن را زاید دانند.( از اقرب الموارد ). عُکَلِد. و رجوع به عکلد شود.
کلمات مرتبط
عزالدوله
عزالدین
عزالدین زنجانی
عزالدین قسام
عزالدین قطبی
عزالدین کاشانی
عکال
بختیار عزالدوله
حسین غوری عزالدین
نظرات