Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عکارم

تلفظ بین المللی : /aːkˈɑram/ تلفظ :‌ [a:k'ARam]
لغت نامه دهخدا
  • سجن عارم
  • صعده عارم
  • عارم
  • عوارم
  • عکار
  • عکرمه
  • عارمه
  • عجارم
  • عشارم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عکارم . [ ع ُ رِ ] (اِخ ) قبیله ای است از بلی . (منتهی الارب ).

عکارم . [ ع َ رِ] (ع اِ) ج ِ عِکرِمة. (دهار). رجوع به عکرمة شود.

عکارم. [ ع َ رِ] ( ع اِ ) ج ِ عِکرِمة. ( دهار ). رجوع به عکرمة شود.

عکارم. [ ع ُ رِ ] ( اِخ ) قبیله ای است از بلی. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • سجن عارم
  • صعده عارم
  • عارم
  • عوارم
  • عکار
  • عکرمه
  • عارمه
  • عجارم
  • عشارم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات