Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عودق

تلفظ بین المللی : /ˈuːdaq1/ تلفظ :‌ ['u:daq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عودقه
  • طویل العولق
  • عدق
  • عدقه
  • عفونت عودکنندۀ ویروسی
  • عواقب
  • عواقد
  • عود
  • عود افروز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عودق. [ ع َ دَ ] ( ع اِ ) آهنی است با شاخه های سرکج که بدان دلو و جز آن را از چاه برآرند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خُطّاف دلو. ( از اقرب الموارد ). عودقة. عَدوَقة. رجوع به عودقة و عدوقة شود. ج ، عُدُق. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آهنی است با شاخه های سر کج که بدان دلو و جز آنرا از چاه بر آرند عودقه

کلمات مرتبط

  • عودقه
  • طویل العولق
  • عدق
  • عدقه
  • عفونت عودکنندۀ ویروسی
  • عواقب
  • عواقد
  • عود
  • عود افروز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات