عهدی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عهد. رجوع به عهد شود. || کافری که با مسلمانان پیمان دارد. برخلاف حربی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). معاهد. مسالم.
فرهنگ فارسی
منسوب به عهد کافری که با مسلمانان پیمان دارد برخلاف حربی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَهْدِی: عهد و پیمان منمعنی أَیْمَانٌ: سوگندها(أیمان ، جمع یمین یعنی سوگند است ، و این معنا را از کلمه یمین به معنای دست راست گرفتهاند ، چون در بین عرب مرسوم و معمول بود که وقتی سوگندی می خوردند ، و یا عهدی میبستند ، و یا بیعتی میکردند ، و یا مثلا معاملهای انجام میدادند ، برای اینکه بفهما...معنی عَزْمِ: تصمیم جدی و عقد قلب است بر اینکه فعلی را انجام دهی ، و یا حکمی را تثبیت کنی ...