Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عهده

تلفظ بین المللی : /ˈohdeː/ تلفظ :‌ ['ohde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • عهده برائی
  • عهده بندی
  • عهده دار
  • عهده دار فرایند
  • عهده داری
  • عهده شدن
  • عهده دار شدن
  • عهده داشتن
  • عهده کسی برات کشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عهدة. [ ع ِ دَ ] (ع اِ) هر بارانی که پس از باران دیگر آید، و گویند بارانی است که پس از باران دیگر بیاید بطوری که دومی به رطوبت و تری باران اول برسد. (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).

عهدة. [ ع َ / ع ِ دَ ] (ع اِ) باران نخستین ِ بهار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ابتدای باران وَسمی . (از اقرب الموارد). || محلی که آفتاب بر آن نتابد. (از ذیل اقر...

فرهنگ عمید

۱. ضمان، کفالت.
۲. تاوان.
۳. ذمه.
۴. پیمان.

فرهنگ معین

(عُ دِ ) [ ع . عهدة ] (اِ. ) ۱ - کفالت ، ضمان . ۲ - ذمه . ۳ - پیمان .

فرهنگ فارسی

ضمان، کفالت، تاوان، ذمه، پیمان
۱ - کفالت تعهد . ۲ - ذمه . ۳ - پیمان ۴ - مسوئ ولیت . یا به عهده داشتن . موظف بودن بر امری به گردن داشتن . یا به عهده گرفتن . متقبل شدن بگردن گرفتن .
هر بارانی که پس از باران دیگر آید و گویند بارانی است که پس از باران دیگر بیاید بطوریکه دومی به رطوبت و تری باران اول برسد

دانشنامه عمومی

(حقوقی) تعهد کردن و ضامن شدن. || «ضمان عهده» (ماده 697 قانون مدنی)، در معاملۀ بین فروشنده و خریدار، ضمانتی است که شخص سومی به خریدار می دهد که مطمئن باشد مالی که از فروشنده می گیرد دزدی نیست.

مترادف و متضاد

ذمه

مسولیت

تقبل، تعهد، کفالت

۱. تقبل، تعهد، کفالت
۲. ذمه
۳. مسولیت

promise (اسم)پیمان، عهد، وعده، قول، عهده، میثاق، نویدresponsibility (اسم)جوابگویی، مسئولیت، عهدهcharge (اسم)حمله، مسئولیت، اتهام، بار، تصدی، وزن، هزینه، عهده، خرج، مطالبه، مطالبه هزینه، عهده داریengagement (اسم)نامزدی، سرگرمی، اشتغال، عهدهduty (اسم)کار، ماموریت، گماشت، وظیفه، فرض، خدمت، عهده، تکل...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عُهده به معنای ظرف مسئولیتها و تعهدات است.هرچند در کلمات فقها «عهده» و «ذمّه» بر یکدیگر اطلاق شده اند، لیکن ماهیت آن دو متفاوت است و هر یک، ظرف اعتباری به شمار می رود که مظروف آن با دیگری متفاوت است.تعریف ذمه با عهدهذمّه ظرف اموال کلی است که وجود خارجی ندارد، مانند اینکه کسی از دیگری هزار تومان وام می گیرد. در این فرض، وام گیرنده هزار تومان به وام دهنده بدهکار می شود؛ یعنی هزار تومان کل...

کلمات مرتبط

  • عهده برائی
  • عهده بندی
  • عهده دار
  • عهده دار فرایند
  • عهده داری
  • عهده شدن
  • عهده دار شدن
  • عهده داشتن
  • عهده کسی برات کشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات