معانی کلمه : عهده
لغت نامه دهخدا
عهدة. [ ع ِ دَ ] (ع اِ) هر بارانی که پس از باران دیگر آید، و گویند بارانی است که پس از باران دیگر بیاید بطوری که دومی به رطوبت و تری باران اول برسد. (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
فرهنگ عمید
۱. ضمان، کفالت.
۲. تاوان.
۳. ذمه.
۴. پیمان.
۲. تاوان.
۳. ذمه.
۴. پیمان.
فرهنگ معین
(عُ دِ ) [ ع . عهدة ] (اِ. ) ۱ - کفالت ، ضمان . ۲ - ذمه . ۳ - پیمان .
فرهنگ فارسی
ضمان، کفالت، تاوان، ذمه، پیمان
۱ - کفالت تعهد . ۲ - ذمه . ۳ - پیمان ۴ - مسوئ ولیت . یا به عهده داشتن . موظف بودن بر امری به گردن داشتن . یا به عهده گرفتن . متقبل شدن بگردن گرفتن .
هر بارانی که پس از باران دیگر آید و گویند بارانی است که پس از باران دیگر بیاید بطوریکه دومی به رطوبت و تری باران اول برسد
۱ - کفالت تعهد . ۲ - ذمه . ۳ - پیمان ۴ - مسوئ ولیت . یا به عهده داشتن . موظف بودن بر امری به گردن داشتن . یا به عهده گرفتن . متقبل شدن بگردن گرفتن .
هر بارانی که پس از باران دیگر آید و گویند بارانی است که پس از باران دیگر بیاید بطوریکه دومی به رطوبت و تری باران اول برسد
دانشنامه عمومی
(حقوقی) تعهد کردن و ضامن شدن. || «ضمان عهده» (ماده 697 قانون مدنی)، در معاملۀ بین فروشنده و خریدار، ضمانتی است که شخص سومی به خریدار می دهد که مطمئن باشد مالی که از فروشنده می گیرد دزدی نیست.
مترادف و متضاد
ذمه
مسولیت
تقبل، تعهد، کفالت
۱. تقبل، تعهد، کفالت
۲. ذمه
۳. مسولیت
