معانی کلمه : عهدان
لغت نامه دهخدا
عهدان. [ ع ِ ] ( ع اِ ) ضمان وپذرفتاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ضمانت و کفالت. ( از اقرب الموارد ). عُهَّیدی ̍. رجوع به عهیدی شود. || عهدان الشی ٔ؛ وقت آن. ( از اقرب الموارد از اساس ). عِدّان. رجوع به عدان شود.
فرهنگ فارسی
ضمان و بد رفتاری ضمانت و کفالت عهیدی
