معانی کلمه : عنقا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مرغی افسانهای که مظهر عزلت یا نایابی است: ◻︎ برو این دام بر مرغ دگر نه / که عنقا را بلند است آشیانه (حافظ: ۸۵۲).
۲. (موسیقی) سازی زهی با گردن دراز که امروزه از میان رفته است.
۳. (موسیقی) سازی بادی که امروزه از میان رفته است.
۴. سختی؛ بلا.
〈 عنقای مُغرب: [قدیمی] سیمرغ: ◻︎ کس نیاید به عشق بر پیروز / عشقْ عنقای مُغرب است امروز (سنائی۱: ۳۳۴).
فرهنگ معین
(عَ نْ ) [ ع . عنقاء ] (اِ. ) سیمرغ ، نام مرغی افسانه ای که زال پدر رستم را پرورد. جایگاه این مرغ در کوه البرز است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
(ادبی) سیمرغ
مرغی است افسانه یی سیمرغ : [ برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه .] ( حافظ . ۲۹۷ )
۱ - ( صفت ) مونث اعنق زن دراز گردن ۲ - سیمرغ . ۳ - عقل وهم عقل فعال . ۴ - آهنگی است از موسیقی قدیم . ۵ - نام سازی است که گردنی دراز دارد .
۱ - ( صفت ) مونث اعنق زن دراز گردن ۲ - سیمرغ . ۳ - عقل وهم عقل فعال . ۴ - آهنگی است از موسیقی قدیم . ۵ - نام سازی است که گردنی دراز دارد .
فرهنگ اسم ها
اسم: عنقا (دختر) (عربی) (تلفظ: angha) (فارسی: عَنقا) (انگلیسی: angha)
معنی: مرغی افسانه ای، سیمرغ
معنی: مرغی افسانه ای، سیمرغ
