Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنقا

تلفظ بین المللی : /aːnq1ˈɑ/ تلفظ :‌ [a:nq1'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • عنقا شدن
  • عنقا مغرب فی ختم الاولیاء و شمس المغرب
  • خانه ٔ عنقا
  • پور عنقا
  • نغمه ٔ عنقا
  • العنقا
  • حامد عنقا
  • ستاره عنقا
  • عبدالجواد عنقا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عنقا. [ ع َ ] (ع اِ) نام سازی است که گردنی دراز دارد. (از آنندراج ) (غیاث اللغات ) : گهی سماع زنی گاه بربط و گه چنگ گهی چغانه و طنبور و شوشک و عنقا. فرخی .مطربانی چو باربد زیباچنگ و بربط چغانه و عنقا. مسعودسعد.به پیروزی و بهروزی نشین می خور به کام دل به لحن چنگ و طنبور و رباب و بربط و عنقا. مسعودسعد.ز دستان قمری در او بانگ عنقاز آواز بلبل دراو زخم مزهر. ازرقی .از برای عاشقان مفلس اکنون بی طمعبلبل ...

فرهنگ عمید

۱. مرغی افسانه‌ای که مظهر عزلت یا نایابی است: ◻︎ برو این دام بر مرغ دگر نه / که عنقا را بلند است آشیانه (حافظ: ۸۵۲).
۲. (موسیقی) سازی زهی با گردن دراز که امروزه از میان رفته است.
۳. (موسیقی) سازی بادی که امروزه از میان رفته است.
۴. سختی؛ بلا.
⟨ عنقای مُغرب: [قدیمی] سیمرغ: ◻︎ کس نیاید به عشق بر پیروز / عشقْ عنقای مُغرب است امروز (سنائی۱: ۳۳۴).

۱. مرغی افسانه ای که مظه...

فرهنگ معین

(عَ نْ ) [ ع . عنقاء ] (اِ. ) سیمرغ ، نام مرغی افسانه ای که زال پدر رستم را پرورد. جایگاه این مرغ در کوه البرز است .

دانشنامه آزاد فارسی

عَنقاعَنقااصطلاحی عرفانی. از آن جا که عنقا پرنده ای است افسانه ای که تنها نامی از آن بر زبان است و صورتی خیالی از آن در ذهن، و وجودی خارجی و حقیقی ندارد، عارفان هیولایی (مادّۀ اوّلیه ای) را که خداوند صور عالم را در آن پدید آورد عنقا خوانده اند. چه، این مادّۀ اولیه نیز به تعقّل درمی آید، اما هیچ گاه بدون صورت در عالم خارج پدید نمی آید. در عرف و ادب عرفانی گاه مراد از عنقای عربی که قرینۀ فارسی آن سی...

فرهنگ فارسی

(ادبی) سیمرغ

مرغی است افسانه یی سیمرغ : [ برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه .] ( حافظ . ۲۹۷ )
۱ - ( صفت ) مونث اعنق زن دراز گردن ۲ - سیمرغ . ۳ - عقل وهم عقل فعال . ۴ - آهنگی است از موسیقی قدیم . ۵ - نام سازی است که گردنی دراز دارد .

فرهنگ اسم ها

اسم: عنقا (دختر) (عربی) (تلفظ: angha) (فارسی: عَنقا) (انگلیسی: angha)
معنی: مرغی افسانه ای، سیمرغ

مترادف و متضاد

phoenix (اسم)سمندر، عنقا، مرغ افسانه ای منحصر بفردgryphon (اسم)شیر دال، اشتر، یک جور لاشخور، عنقا، گاوgriffon (اسم)اشتر، یک جور لاشخور، عنقا، گاو...

کلمات مرتبط

  • عنقا شدن
  • عنقا مغرب فی ختم الاولیاء و شمس المغرب
  • خانه ٔ عنقا
  • پور عنقا
  • نغمه ٔ عنقا
  • العنقا
  • حامد عنقا
  • ستاره عنقا
  • عبدالجواد عنقا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات