Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبر فکن

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbar fˈekan/ تلفظ :‌ ['a:nbaR f'ekan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عنبرفکن
  • عنبرشکن
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنبرفکن. [ عَم ْ ب َ ف َ / ف ِ ک َ ] ( نف مرکب ) عنبرفکننده. آنکه عنبر بیفکند. آنکه عنبر بیندازد : گاوی کنند و چون صدف آبستن اند لیک از طبع گوهرآور و عنبرفکن نیند.خاقانی.- گاو عنبرفکن ؛ ماهی عنبر. عنبرماهی : گاو عنبرفکن از طوس به دست آرم لیک بحر اخضر نه به عمان به خراسان یابم.خاقانی.گاو عنبرفکن برهنه تن است خر بربط بریشمین افسار.خاقانی....

فرهنگ فارسی

عنبر فکننده آنچه عنبر بیفکند

کلمات مرتبط

  • عنبرفکن
  • عنبرشکن
  • عنبر
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات