Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبری

تلفظ بین المللی : /aːnbˈari/ تلفظ :‌ [a:nb'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عمر عنبری
  • گاو عنبری
  • گل عنبری
  • لادن عنبری
  • اعور عنبری
  • چتر عنبری
  • علی عنبری
  • ابراهیم عنبری
  • عبد العزیز العنبری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عنبری . [ عَم ْ ب َ ] (اِخ ) نام وی عبیداﷲبن حسن عنبری است . رجوع به عبیداﷲ شود.

عنبری . [عَم ْ ب َ ] (اِخ ) نام وی علی بن حصین بن مالک بن ... تمیمی و کنیه اش ابوالبحر است . رجوع به علی عنبری شود.

عنبری . [ عَم ْ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بنی العنبر که در حال تخفیف بلعنبر میشود. (از انساب سمعانی ). رجوع به عنبر و عن...

فرهنگ عمید

۱. خوش بو.
۲. خوش بو و سیاه رنگ مانند عنبر.

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) منسوب به عنبر. ۱ - معطر، خوشبو. ۲ - به رنگ عنبر، سیاه .

فرهنگ فارسی

نام وی علی بن حصین بن مالک بن ... تمیمی و کنیه اش ابوالبحر است

کلمات مرتبط

  • عمر عنبری
  • گاو عنبری
  • گل عنبری
  • لادن عنبری
  • اعور عنبری
  • چتر عنبری
  • علی عنبری
  • ابراهیم عنبری
  • عبد العزیز العنبری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات