Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عنبر

تلفظ بین المللی : /ˈaːnbar/ تلفظ :‌ ['a:nbaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
  • عنبر بارس
  • عنبر بیز
  • عنبر تر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عنبر. [ عَم ْ ب َ ] (اِخ ) پدر قبیله ای است از بنی تمیم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و بَلْعَنْبر فرزندان او، یعنی بنوالعنبر بحذف نون ، چنانکه بلحارث . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

عنبر. [ عَم ْ ب َ ] ( ع اِ ) نوعی از بوی خوش و آن سرگین ستور بحری است یا چشمه ای است آن را در آن. یا چیزی است که در قعر دریا خیزدو حیوانات بحری میخورد و میمیرد، ...

فرهنگ عمید

ماده‌ای خوش‌بو و خاکستری‌رنگ که در معده یا رودۀ عنبرماهی تولید و روی آب دریا جمع می‌شود. گاهی خود ماهی را صید می‌کنند و آن ماده را از شکمش بیرون می‌آورند.
⟨ عنبر اشهب: [قدیمی] نوعی عنبر خالص و تیره‌رنگ.

ماده ای خوش بو و خاکستری رنگ که در معده یا رودۀ عنبرماهی تولید و روی آب دریا جمع می شود. گاهی خود ماهی را صید می کنند و آن ماده را از شکمش بیرون می آورند.* عنبر اشهب: [قدیمی] نوعی ع...

فرهنگ معین

(عَ نْ بَ ) (اِ. ) ۱ - ماده ای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست می آید.

دانشنامه آزاد فارسی

عَنْبَر (ambergris)مادۀ چرب و مومی شکلی، که در معده و روده های نهنگ موم داریافت می شود. این ماده به صورت شناور در دریاهای گرم یافت می شود و در صنایع عطرسازی به منزلۀ پایدارساز کاربرد دارد. این ماده، ترشح عادی روده است و بر اثر بیماری تولید نمی شود.wikijoo: عنبر عنبر (گیاه). رجوع شود به:قنطوریونwikijoo: عنبر_(گیاه)...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ماده ای چرب و خوشبو و کدر و خاکستری رنگ و رگه دار که از روده با معده ماهی عنبر گرفته می شود . این ماده یا علت مادی . ماده ایستگ ز۷٠گا وزن قطعات صورت و جزو مقوم شئ و جنبه بالقوه و استعداد قبول شئ و محل استقرار قوه و حامل قوه است . یا علت موثر ( موثره ) . علت تامه که خود موثر در وجود معلول است . یا علت مبقی ( مبقیه ) . هر موجودی همان طور که در حدوث احتیاج به علت دارد در بقائ نیز احتیاج ب...

دانشنامه عمومی

نوعی ماده خوشبو که از شکم نوعی نهنگ به نام نهنگ اسپرم یا نهنگ عنبر به دست می آید. این ماده یکی از گرانبهاترین و نایاب ترین مواد طبیعت است.

عنبر یا به فارسی شاه بوی، ماده ای مومی است که از نهنگ عنبر به دست می آید. در گذشته بیشتر در عطرسازی به کار می رفت.عنبر در دستگاه گوارش نهنگ عنبر ساخته می شود و از راه مخرج یا دهان این جانور دفع می شود. قطعه های عنبر دفع شده روی آب دریا یا در ساحل به دست م...

فرهنگ اسم ها

اسم: عنبر (دختر) (عربی) (تلفظ: anbar) (فارسی: عَنبر) (انگلیسی: anbar)
معنی: ماده ای چرب، خوشبو، و معطر، و معطر که از معده یا روده نوعی ماهی گرفته می شود و امروزه در عطرسازی به کار می رود

مترادف و متضاد

فتنه

عنبربو

۱. عنبربو
۲. گلگندم
۳. فتنه

amber (اسم)
کهربا، کهربایی، عنبر، رنگ کهربایی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عَنبر، ماده ای تیره رنگ و خوش بو می باشد.از عنوان یاد شده (عنبر) به مناسبت در باب های طهارت، خمس و حج سخن گفته اند.منشأدر این که عنبر از چه چیز گرفته می شود، کلمات لغویان مختلف است. برخی آن را ماده ای چرب و تیره به رنگ خاکستری دانسته اند که از دستگاه گوارشی عنبر ماهی (کاشالوت) گرفته می شود. برخی دیگر آن را برگرفته از فضله جانور دریایی و گروه سوم از چشمه های دریایی دانسته اند. بعضی نیز م...

فرهنگ فارسی ساره

زغال اخته


کلمات مرتبط

  • عنبر ارزان
  • عنبر افشان
  • عنبر امیخته
  • عنبر امیز
  • عنبر امیغ
  • عنبر اگنده
  • عنبر بارس
  • عنبر بیز
  • عنبر تر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات