معانی کلمه : عنابی
فرهنگ عمید
به رنگ عناب، قرمز تیره، مایل به قهوه ای: لباس عنابی پوشیده بود.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (ص . ) سرخ رنگ .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به عناب برنگ عناب سرخ رنگ .
دانشنامه عمومی
عنابی رنگی از پرده های قرمز روشن با ته رنگ کبود است. وجه تسمیهٔ آن رنگ میوهٔ عناب است.
فرهنگ معاصر فارسی
فرهنگ معاصر فارسی
wiki: عنابی
