Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عمودا

تلفظ بین المللی : /ˌaːmuːdˈɑ/ تلفظ :‌ [,a:mu:d'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • عموداً
  • عمودالبان
  • عمودالسفح
  • عمودالمحدث
  • عمودالمغیره
  • عمودالکود
  • عمودان
  • دُم عمودی
  • زنجیرگاه عمود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( عموداً ) عموداً. [ ع َ دَن ْ ] ( ع ق ) بطور عمود. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بطور عمود

مترادف و متضاد

plumb (قید)
عینا، بطور عمودی، عمودا

کلمات مرتبط

  • عموداً
  • عمودالبان
  • عمودالسفح
  • عمودالمحدث
  • عمودالمغیره
  • عمودالکود
  • عمودان
  • دُم عمودی
  • زنجیرگاه عمود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات