کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عمل-متقابل-کردن | کلماتور
معنی کلمه : عمل متقابل کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈamal mˌoteq1ˈɑbel kˈardan/
تلفظ :
['amal m,oteq1'Abel k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عمل متقابل
بدون تلافی یا عمل متقابل
دارای عمل متقابل
مناظره درباره اجتهاد در مقابل نص عمر
عمل
عمل آمده
عمل آورده
عمل آوری
عمل آوری خشک
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
counteract
(فعل)
خنثی کردن، بی اثر کردن، عمل متقابل کردن
reciprocate
(فعل)
جبران کردن، تلافی کردن، عمل متقابل کردن، معامله بمثل کردن، دادن و گرفتن
کلمات مرتبط
عمل متقابل
بدون تلافی یا عمل متقابل
دارای عمل متقابل
مناظره درباره اجتهاد در مقابل نص عمر
عمل
عمل آمده
عمل آورده
عمل آوری
عمل آوری خشک
نظرات