معانی کلمه : عملیات
لغت نامه دهخدا
عملیات. [ ع َ م َ لی یا ] ( ع اِ مرکب ) ج ِ عملیة. امور متعلق به عمل. ( فرهنگ فارسی معین ) ( از ناظم الاطباء ). توضیح اینکه این کلمه هرچند در اصل جمع عملیة است ، اما در فارسی غالباً آن را بعنوان جمع عمل به کار برند چون ادبیات و غزلیات و غیره. رجوع به رساله مفرد و جمع محمد معین چ 2 ص 116 شود.
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) فعالیت های نظامی.
۲. مجموعه کارهایی با هدفی خاص.
۲. مجموعه کارهایی با هدفی خاص.
فرهنگ فارسی
← عملیات ذهنی
1. اقدام نظامی یا اجرای مأموریت نظامی در حوزههای راهبردی، عملیاتی، راهکنشی، خدماتی، آموزشی یا اداری 2. فرایند ادامۀ رزم شامل حرکت و آماد و تَک و پدافند و رزمایش برای رسیدن به اهداف مطلوب در هرنوع نبرد یا لشکرکشی
دانشنامه عمومی
عملیات ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تحقیق در عملیات
عملیات نظامی
عملیات واحد
تحقیق در عملیات
عملیات نظامی
عملیات واحد
wiki: فیلم است که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد.
wiki: عملیات (فیلم)
مترادف و متضاد
مانور
اعمال، کنشها
۱. اعمال، کنشها
۲. مانور
فرهنگستان زبان و ادب
{operation} [علوم نظامی] 1. اقدام نظامی یا اجرای مأموریت نظامی در حوزه های راهبردی، عملیاتی، راهکنشی، خدماتی، آموزشی یا اداری
2. فرایند ادامۀ رزم شامل حرکت و آماد و تَک و پدافند و رزمایش برای رسیدن به اهداف مطلوب در هرنوع نبرد یا لشکرکشی
