معانی کلمه : عمقه
لغت نامه دهخدا
عمقة. [ ع َ ق َ ] (اِخ ) یکی از آبهای بنی نمیر است در بطن وادیی موسوم به عمق . (از معجم البلدان ).
عمقة. [ ع َ م َ ق َ ] (ع اِ) چربش و چرک روغن در خیک . (منتهی الارب ). چرک چربی و روغن در خیک و کوزه . (از اقرب الموارد).
