کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عمر انماری
تلفظ بین المللی :
/ˈomr ˈaːnmˈɑri/
تلفظ :
['omR 'a:nm'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عمر انباری
عمر انصاری
ابن انباری محمد بن عمر
ابن ملقن ابوحفص سراج الدین عمر بن علی انصاری
ابوالعباس احمد بن عمر انصاری اسکندانی مرسی
عمر بن کعب انصاری
عمر ابزاری
عمار انصاری
عمرو انصاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمر انماری. [ ع ُ م َ رِ اَ ] ( اِخ ) ابن سعد صحابی. رجوع به ابوکبشة ( عمربن... ) شود.
فرهنگ فارسی
ابن سعد صحابی
کلمات مرتبط
عمر انباری
عمر انصاری
ابن انباری محمد بن عمر
ابن ملقن ابوحفص سراج الدین عمر بن علی انصاری
ابوالعباس احمد بن عمر انصاری اسکندانی مرسی
عمر بن کعب انصاری
عمر ابزاری
عمار انصاری
عمرو انصاری
نظرات