معانی کلمه : عمر انصاری
لغت نامه دهخدا
عمر انصاری . [ ع ُ م َ رِ اَ] (اِخ ) ابن حکم . رجوع به ابوحفص (عمربن ...) شود.
عمر انصاری . [ ع ُ م َ رِ اَ ] (اِخ ) ابن حفص انصاری . رجوع به ابوسعد (عمربن ...) شود.
فرهنگ فارسی
ابن علی بن احمد انصاری شافعی ملقب به سراج الدین و مکنی به ابو حفص و مشهور به ابن ملقبن از محدثان و فقیهان بزرگ قرن هشتم هجری
