Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عمده

تلفظ بین المللی : /ˈomdeː/ تلفظ :‌ ['omde:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • عمده الدوله
  • عمده الدین
  • عمده الملک
  • عمده بانکداری
  • عمده فروش
  • عمده فروش گشت
  • عمده فروشی
  • عمده دلالت کننده
  • عمده فروش شراب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عمدة. [ ع ُ م ُدْ دَ ] (ع ص ) مؤنث عمدّ. رجوع به عمدّ شود.

عمده . [ ع ُ دَ / دِ ] (از ع ، ص ، اِ) بزرگ و کلان . (ناظم الاطباء). مقدار کلی و بسیار از هر چیز. کلی .- عمده خر ؛ آنکه کالا یکجا و بصورت کلی خرد.- عمده خری ؛ خریدن کالا بصورت کلی و بسیار.- عمده فروش ؛ آنکه کالا بمقدار کلی فروشد. مقابل خرده فروش .- عمده فروشی ؛ فروختن کالا بصورت کلی . در مقابل ...

فرهنگ عمید

۱. تعداد زیاد و کلی از چیزی، بیش تر.
۲. اصلی، مهم: قسمت عمدۀ بحث.
۳. (اسم ) [قدیمی] آنچه به آن تکیه می کنند، تکیه گاه.

فرهنگ معین

(عُ مْ دِ ) [ ع . عمدة ] (اِ. ) ۱ - تکیه گاه . ۲ - مهم ، برجسته . ۳ - در فارسی به معنی کلی و بسیار.

دانشنامه آزاد فارسی

عمده (العمده). عُمْدَه (العُمْدَه)(یا: العمدة فی معرفة صناعة الشّعر و نقده و عیوبه ) نوشته ابن رشیق قیروانی (۴۵۶ق)، کتابی به عربی ، در ۱۰۶ باب، در شناخت شعر و نقد ادبی . مؤلف با استناد به قوانین و موازینی که از گذشته در نقد شعر وجود داشت ، مکتبی مستقل در علم نقد ایجاد کرد و به نقد و بررسی شعر و شاعران پرداخت . در کتاب خود، به اصلاح و تجدید نظر در شعر اصرار دارد و حتی آنچه دیگران سرقت ادبی خوانده...

فرهنگ فارسی

آنچه به آن تکیه کنند، تکیه گاه، و آنکه به اواعتمادکننددرفارسی به معنی چیزکلی وبسیارهم میگویند
( اسم ) ۱ - آنچه بدان تکیه کنند متکا تکیه گاه . ۲ - مهم برجسته . ۳ - کلی و بسیار از هر چیز .
مونث عمد

دانشنامه عمومی

عمده . [ ع ُ دَ / دِ ] (از ع ، ص ، اِ) بزرگ و کلان . (ناظم الاطباء). مقدار کلی و بسیار از هر چیز. کلی .- ...

مترادف و متضاد

کلی

اصلی، برجسته، بسزا، مهم ≠ جزیی

۱. اصلی، برجسته، بسزا، مهم
۲. کلی ≠ جزیی

net (اسم)دام، عمده، تار عنکبوت، تور، شبکه، توری، تور ماهیگیری و امثال انessence (اسم)خلاصه، معنی، فروهر، وجود، هستی، عمده، خمیره، اسانس، ذات، ماهیت، گوهر، عینleading (صفت)پیشین، مقدم، برجسته، عمده، پیشتازdominant (صفت)مافوق، برتر، چیره، برجسته، عمده، غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، نمایان، فائق، مشرفcopa...

فرهنگ فارسی ساره

بیشتر، بزرگ


کلمات مرتبط

  • عمده الدوله
  • عمده الدین
  • عمده الملک
  • عمده بانکداری
  • عمده فروش
  • عمده فروش گشت
  • عمده فروشی
  • عمده دلالت کننده
  • عمده فروش شراب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات