Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عماری دار

تلفظ بین المللی : /ammˈɑri dˈɑr/ تلفظ :‌ [amm'ARi d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دار عماره
  • عمار دارمی
  • بزن بر طبل بی عاری که ان هم عالمی دارد
  • داریوش عیاری
  • عمارت دارائی
  • مدرسۀ عالی مهمانخانه داری
  • معنی داری آماری
  • دارای مقام بزرگ و عالی
  • معنی داری اماری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عماری دار. [ ع َ ] ( نف مرکب ) دارنده عماری. که عماری دارد. که عماری از جایی به جائی برد. کنایه از ساربان است. ( از آنندراج ). رجوع به عماری شود :
عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است
خدایا در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد.
حافظ.

فرهنگ فارسی

دارنده عماری که عماری دارد که عماری از جایی بجائی برد

کلمات مرتبط

  • دار عماره
  • عمار دارمی
  • بزن بر طبل بی عاری که ان هم عالمی دارد
  • داریوش عیاری
  • عمارت دارائی
  • مدرسۀ عالی مهمانخانه داری
  • معنی داری آماری
  • دارای مقام بزرگ و عالی
  • معنی داری اماری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات