Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عماد

تلفظ بین المللی : /ˈemɑd/ تلفظ :‌ ['emAd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • عماد اردبیلی
  • عماد اصفهانی
  • عماد الدین ارتقی
  • عماد الدین اصفهانی
  • عماد الدین عباسی
  • عماد الشبا
  • عماد الکتاب
  • عماد بخاری
  • عماد تبریزی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عماد. [ ع ِ ] (اِخ ) (میر...) خطاط مشهور عهد صفویه . رجوع به عماد قزوینی شود.

عماد. [ ع ِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم تبریزی . متخلص به ارفع. رجوع به عماد تبریزی شود.

عماد. [ ع ِ ] (اِخ ) ابن اکیمة. مکنی به ابوالولید. محدث است . و نیز رجوع به ابوالولید (عمادبن ...) شود.

عماد. [ ع ...

فرهنگ عمید

۱. ستون.
۲. آنچه به آن تکیه می کنند، تکیه گاه.
۳. بناهای بلند.

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - تکیه گاه . ۲ - بنای بلند.

فرهنگ فارسی

( میر ) محمد بن حسین حسنی سیفی قزوینی ملقب به عماد الملک و مشهور به میر خطاط معروف ایرانی ( و . قزوین حدود ۹۶۱ - مقت. ۱٠۲۴ ه.ق . ). وی مقدمات علوم و خط را در قزوین آموخت و سپس سفری به تبریز و کشور عثمانی و حجاز کرد و آنگاه بایران بازگشت و در دربار شاه عباس اول بکار مشعول شد . مردی آزادمنش و بامور مادی و مناصب درباری بی اعتنا بود . ویرا به تسنن متهم کردند و شاه عباس مقصود بیگ مسگر قزوینی رئیس شاهسو...

دانشنامه عمومی

معین، مشخص

عماد تلفظ فارسی: /ˈeːmaːd/ نامی با ریشهٔ عربی به معنی تکیه گاه و نگاه دارنده است.عماد افروغ (۱۳۳۵–) نویسنده، جامعه شناس و سیاست مدار ایرانیعماد احمد (۱۹۵۵–) نخست وزیر پیشین حکومت کردستان عراق و عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستانعماد بهاور، مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و عضو دفتر سیاسی این نهضتعماد خراسانی، عمادالدین حسنی برقعی شاعر غزل سرا و قصیده سرای معاصرعماد رضا، بازیک...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: emād) (عربی) ستون ؛ (به مجاز) آن که بتوان بر او تکیه کرد ، نگاه دارنده ، تکیه گاه .

اسم: عماد (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: emād) (فارسی: عِماد) (انگلیسی: emad)
معنی: ( به مجاز ) آن که بتوان بر او تکیه کرد، تکیه گاه، ستون، نگاه دارنده، ( اَعلام ) عماد خراسانی: [عمادالدین حسن برقعی] متخلص به عماد از بهترین غزل سرایان معاصر

مترادف و متضاد

تکیه‌گاه، متکا

پالار، رکن، ستون

۱. پالار، رکن، ستون
۲. تکیهگاه، متکا


کلمات مرتبط

  • عماد اردبیلی
  • عماد اصفهانی
  • عماد الدین ارتقی
  • عماد الدین اصفهانی
  • عماد الدین عباسی
  • عماد الشبا
  • عماد الکتاب
  • عماد بخاری
  • عماد تبریزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات