معانی کلمه : علی مزیدی
لغت نامه دهخدا
علی مزیدی . [ ع َ ی ِ م َزْ ی َ ] (اِخ ) ابن حسین بن علی عوض مزیدی اسدی حلی . رجوع به علی عوض شود.
علی مزیدی . [ ع َ ی ِ م َزْ ی َ ] (اِخ ) ابن سعیدبن احمدبن یحیی مزیدی حلی . مکنی به ابوالحسن و ملقب به ملک الادباء و استاد شهید. شاگرد علامه . رجوع به ابوالحسن (علی بن سعید...) شود.
فرهنگ فارسی
ابن مزید اسدی ملقب به سندالدوله یا سیف الدوله و مکنی به ابوالحسن وی نخستین از فرمانروایان بنی مزید اسدی است که در سال ۴٠۳ قمری از جانب فخر الدوله دیلمی بحکومت حله گماشته شد و در ذیقعده سال ۴٠۸ قمری درگذشت مردی دلیر بود و جنگهایی که با بنی دبیس کرده است مشهور میباشد
