معانی کلمه : علی بلنسی
لغت نامه دهخدا
علی بلنسی . [ ع َی ِ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن سلمه ٔ مخزومی بلنسی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی مخزومی شود.
علی بلنسی . [ ع َ ی ِ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن عطیةبن مطرف بن سلمه ٔ لخمی بلنسی ، مشهور به ابن زقاق و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی لخمی و نیز به ابن زقاق شود.
فرهنگ فارسی
ابن محمد بن احمد بن سلمه مخزومی بلنسی مکنی به ابوالحسن
