معانی کلمه : علیان
لغت نامه دهخدا
علیان . [ ع ُل ْ] (ع اِ) دیباچه و عنوان کتاب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (المنجد). و نیز رجوع به عُلوان شود.
علیان . [ ع ُ ل َی ْ یا ] (اِخ ) خرمابن نرکی بودازآن ِ کلیب بن وائل . و بدان مثل زنند و گویند: «دون علیان خرط القتاد». (از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
فرهنگ فارسی
ابن ارجب بن دعام اکبر جدی است جاهلی و یمانی اصل او از همدان است و از فرزندان او قبایل و بطونی پیدا آمده است
