Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : علویه

تلفظ بین المللی : /olˈovje/ تلفظ :‌ [ol'ovje]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • علویه خانم
  • علویه جمیل
  • علویه زهرا
  • علویه کرمانی
  • صحیفه علویه
  • جواهر علویه
  • علی علویه
  • احمد بن علویه بن جعفر اصفهانی
  • دهستان علویه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

علویة. [ ع َ ل َ وی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث علوی ّ. (اقرب الموارد). رجوع به علوی شود. زنی که از اولادعلی بن ابی طالب (ع ) باشد. (از ناظم الاطباء). سیدة.

علویه . [ ع ُل ْ وی ی َ / ی ِ ] (از ع ، ص نسبی ) مونث عُلوی . رجوع به علوی شود.- جواهر علویه ؛ ستارگان . (ناظم الاطباء)....

فرهنگ عمید

عِلوی#NAME?

عَلَوی (زن).

عَلَوی (زن ).
= عِلوی

دانشنامه آزاد فارسی

عَلَویه(یا: علوی ها) در معنای عام، خاندان های سادات که نَسَب به امام علی(ع) برده و از پیروان و شیعیان آن حضرت به شمار می روند، و در معنای خاص، به فرقه ها و آیین هایی اطلاق می شود که در مورد امام علی (ع) و احیاناً سایر امامان شیعه راه غلو پیموده و از غُلات شیعه محسوب می شوند. این فرقه ها که در مناطق مختلف جهان پراکنده اند، غالباً آرای اسلامی را با افکار و عقاید باستانی و غالباً شرک آمیز آن منطقه در...

فرهنگ فارسی

۱ - شیعه ( مطلقا ) ۲ - فرقه ای از شیعه که قایلند پس از امام جعفر صادق ع امامت به پسر بزرگترش اسماعیل رسید . این فرقه بنامهای مختلف اسماعیلیه سبعیه شیعه سبعیه فاطمیه هم معروفند .مونث علوی، زنی که ازاولادامیرالمومنین علی باشد، مونث علویکواکب علویه:زحل ومشتری ومریخ( صفت ) منسوب به علو .دهی است کوچک از دهستان ندوش بخش خضر آباد شهرستان یزد واقع در ۱۹ هزار گزی جنوب باختری خضر آباد و هزار و پانصد گزی راه...

دانشنامه عمومی

علویه، روستایی از توابع بخش خضرآباد شهرستان صدوق در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان ندوشن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۰ نفر (۲۰خانوار) بوده است.
wiki: علویه

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: alaviy(y)e) (عربی) (مؤنث علوی) ، منسوب به علی ؛ آنچه که مرتفع باشد ؛ آنچه که شریف باشد ؛ کسی که از اولاد علی بن ابی طالب (ع) باشد .

اسم: علویه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: alaviy (y) e) (فارسی: علويه) (انگلیسی: alaviye) معنی: منسوب به علی، شریف، آنچه که مرتفع باشد، آنچه که شریف باشد، کسی که از اولاد علی ابن ابی طالب ( ع ) باشد، ( عربی ) ( مؤنث علوی )، کسی که از اولاد علی بن ا...

کلمات مرتبط

  • علویه خانم
  • علویه جمیل
  • علویه زهرا
  • علویه کرمانی
  • صحیفه علویه
  • جواهر علویه
  • علی علویه
  • احمد بن علویه بن جعفر اصفهانی
  • دهستان علویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات