معانی کلمه : عقیلی
لغت نامه دهخدا
عقیلی . [ ع َ ] (اِخ ) علی بن حسین بن حیدرة.از شاعران قرن پنجم هجری . رجوع به علی عقیلی شود.
عقیلی . [ ع َ ] (اِخ ) علی بن مسلم . آخرین تن از حکام بنی عقیل در قرن پنجم هجری . رجوع به علی عقیلی شود.
فرهنگ فارسی
یکی از بخشهای شهرستان شوشتر گرمسیر . این بخش از دهستان عقیلی تشکیل میشود و دارای ۱۹ ده بزرگ و کوچک است و حدود ۸٠٠٠ سکنه دارد . محصول عمده غلات شغل اهالی زراعت است .
مزاحم ابن حارث یا مزاحم بن عمرو بن مره بن حارث از بنی عقیل بن کعب از عامر بن صمصمه از شاعران عرب اوایل قرن دوم هجری و معاصر جریر و فرزدق
مزاحم ابن حارث یا مزاحم بن عمرو بن مره بن حارث از بنی عقیل بن کعب از عامر بن صمصمه از شاعران عرب اوایل قرن دوم هجری و معاصر جریر و فرزدق
