معانی کلمه : عقیر
لغت نامه دهخدا
عقیر. [ ع َ ] (اِخ ) نام فلاتی است که در آن آبهای شوری است ، و آن را عُقَیر نیز ضبط کرده اند. (از معجم البلدان ).
عقیر. [ ع ِق ْ قی ] (ع اِ) گیاه که بدان تداوی نمایند، یا اصل داروها. || درخت . (منتهی الارب ). ج ، عَقاقیر. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. مرد عقیم.
۲. خسته، مجروح.
۲. خسته، مجروح.
فرهنگ فارسی
مردی که اورافرزندنشود، خسته ومجروح
قریه ایست در ساحل دریا در کنار هجر و نیز نخلی است در یمامه از آن بنی ذهل بن دئل و نیز نخلی است از آن بنی عامر بن حنیفه در یمامه
قریه ایست در ساحل دریا در کنار هجر و نیز نخلی است در یمامه از آن بنی ذهل بن دئل و نیز نخلی است از آن بنی عامر بن حنیفه در یمامه
گویش مازنی
ریشه ی گیاه قلیر
/aghir/ ریشه ی گیاه قلیر
