عقیان. [ ع ِق ْ ] ( ع اِ ) زر خالص که در زمین پیدا گردد. ( منتهی الارب ). ذهب خالص. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مخزن الادویه ). زر که از زمین برآید. ( دهار ). زر خالص ، و گویند آن زری است که در زمین باشد نه آنچه از سنگ استخراج شود. ( از اقرب الموارد ). زر ردیا. سام. تبر. عسجد. عین. نضر : هر آینه که ز دیدار آفتاب شودبه کوه سنگ عقیق و به دشت گل عقیان.فرخی.- امثال :هو له عقیان و لا شی من عقیان ؛ یعنی او دو...