معانی کلمه : عقلانیت محدود
فرهنگ فارسی
منطقی که به تصمیمها یا اقداماتی میانجامد که تنها در بخشی از سامانه معنادار به نظر میرسد، اما در بافت یا نظامی گستردهتر غیرعقلانی است
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{bounded rationality} [آینده پژوهی و آینده نگری] منطقی که به تصمیم ها یا اقداماتی می انجامد که تنها در بخشی از سامانه معنادار به نظر می رسد، اما در بافت یا نظامی گسترده تر غیرعقلانی است
