Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عطوف

تلفظ بین المللی : /ˈotuːf/ تلفظ :‌ ['otu:f]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عطوفت
  • عطوفه
  • عطوفی
  • بی عطوفت
  • دُژانگاری عطفی
  • انبار علوفه
  • زاده ٔ عوف
  • زاویه ٔ عطفیه
  • سیلو کردن علوفه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عطوف . [ ع ُ ] (ع مص ) عَطف است در تمام معانی . (از اقرب الموارد). رجوع به عَطف شود.

عطوف . [ ع َ ] (ع ص ) مهربان . عاطف . رؤوف . مشفق . گویند: رجل عطوف ؛ یعنی شخص شفوق و نیکوخلق و نیکوکار. (از اقرب الموارد). مهربان . (دهار). || قوس عطوف ؛ کمان که یکی از دو سر آن بر دیگری برگشته باشد. (از اقرب الموارد). || (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط...

فرهنگ عمید

مهربان؛ مشفق؛ نیکوکار.

۱. میل کردن به‌سوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.

مهربان، مشفق، نیکوکار.
۱. میل کردن به سوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . ] (ص . ) مهربان ، مشفق .

فرهنگ فارسی

میل کردن بسوی چیزی، مهربانی کردن، مهربان، مشفق ونیکوکار
( صفت ) مهربان مشفق .
عطف است در تمام معانی

کلمات مرتبط

  • عطوفت
  • عطوفه
  • عطوفی
  • بی عطوفت
  • دُژانگاری عطفی
  • انبار علوفه
  • زاده ٔ عوف
  • زاویه ٔ عطفیه
  • سیلو کردن علوفه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات