معانی کلمه : عطوف
لغت نامه دهخدا
عطوف . [ ع ُ ] (ع مص ) عَطف است در تمام معانی . (از اقرب الموارد). رجوع به عَطف شود.
فرهنگ عمید
مهربان؛ مشفق؛ نیکوکار.
۱. میل کردن بهسوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.
مهربان، مشفق، نیکوکار.
۱. میل کردن به سوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.
۱. میل کردن به سوی چیزی.
۲. مهربانی کردن.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع . ] (ص . ) مهربان ، مشفق .
فرهنگ فارسی
میل کردن بسوی چیزی، مهربانی کردن، مهربان، مشفق ونیکوکار
( صفت ) مهربان مشفق .
عطف است در تمام معانی
( صفت ) مهربان مشفق .
عطف است در تمام معانی
