Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عطسه دادن

تلفظ بین المللی : /ˈaːtseː dˈɑdan/ تلفظ :‌ ['a:tse: d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عطسه
  • عطسه اور
  • عطسه دهنده
  • عطسه ریختن
  • عطسه زدن
  • عطسه کردن
  • عطسه آور
  • عطسه فرد اوت
  • عطسه واکنش به نور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عطسه دادن. [ ع َ س َ / س ِ دَ ] ( مص مرکب ) عارض شدن و پدید گشتن عطسه و زفرافیدن. ( ناظم الاطباء ). عطسه کردن. عطسه زدن. عَطس. عُطاس. کداس. کدسة. کدسان. ( از منتهی الارب ) : شاخ چو آدم ز باد زنده شد و عطسه دادفاخته الحمد خواند گفت که جاوید مان.خاقانی.از جگر جیش خان خاک زند جوش خون عطسه خونین دهد بینی شیران ز شم.خاقانی.که آن مهربان ماه خسروپرست به اقبال شه عطسه ای داد و رست.نظامی....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عارض شدن عطسه

کلمات مرتبط

  • عطسه
  • عطسه اور
  • عطسه دهنده
  • عطسه ریختن
  • عطسه زدن
  • عطسه کردن
  • عطسه آور
  • عطسه فرد اوت
  • عطسه واکنش به نور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات