معانی کلمه : عطاش
لغت نامه دهخدا
عطاش . [ ع ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَطشان . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). رجوع به عطشان شود. || ج ِ عَطشی . (از اقرب الموارد). رجوع به عطشی شود.
فرهنگ عمید
عطشان#NAME?
بیماری تشنگی؛ حالتی که انسان هر چه آب میخورد باز احساس تشنگی میکند.
= عطشان
بیماری تشنگی، حالتی که انسان هر چه آب می خورد باز احساس تشنگی می کند.
بیماری تشنگی، حالتی که انسان هر چه آب می خورد باز احساس تشنگی می کند.
