معانی کلمه : عطاس
لغت نامه دهخدا
عطاس . [ ع َطْ طا ] (ع ص ) عطسه دهنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
عطاس . [ ع َطْ طا ] (اِخ ) (علی ...) ابن حسن بن عبداﷲ حضرمی . ادیب و شاعر قرن دوازدهم هجری . رجوع به علی عطاس شود.
فرهنگ عمید
۱. عطسه کردن.
۲. دمیدن صبح.
۲. دمیدن صبح.
فرهنگ فارسی
احمد بن حسن عطاس از بزرگان علویان در حضرموت بسال ۱۲۵۷ قمری در شهر حریضه متولد شد و از کودکی نابینا بود و بسال ۱۳۳۴ قمری درگذشت
