کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عضو شورا
تلفظ بین المللی :
/ˈozv ʃˈoːrɑ/
تلفظ :
['ozv S'o:RA]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عضو
عضو بره
عضو خرپا
عضو اتحادیه
عضو ارتش
عضو ارشد
عضو انجمن
عضو انجمن دانش
عضو انجمن شهر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
councilor (اسم)مشاور، رایزن، عضو انجمن، عضو شورا، مستشار، کنکاشگرcouncillor (اسم)رایزن، عضو انجمن، عضو شورا، مستشار، کنکاشگرregent (اسم)رئیس، عضو شورا، نایب السلطنه، اداره کننده، نماینده پادشاه...
کلمات مرتبط
عضو
عضو بره
عضو خرپا
عضو اتحادیه
عضو ارتش
عضو ارشد
عضو انجمن
عضو انجمن دانش
عضو انجمن شهر
نظرات