Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عضوی که در احشاء واقع شده است

تلفظ بین المللی : /ˈozvi kˈeː dˈar ˈaːhʃˈɑ vˈɑq1eʔʃˈodeː ˈast/ تلفظ :‌ ['ozvi k'e: d'aR 'a:hS'A v'Aq1e?S'ode: 'ast]
مترادف و متضاد
  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • کسی که عضو اتحادیه کارگری نیست
  • عضویه
  • عویکه
  • عضوی
  • روان پریشی عضوی
  • اتساع و گشاد شدن هر عضوی
  • بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
  • چهار عضوی
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

viscus (اسم)
اندرون، احشاء، عضوی که در احشاء واقع شده است

کلمات مرتبط

  • عضوی که از عناصر حیاتی زنده بودن یا زندگیست و نبودش باعث مرگ می شود را گرفته است
  • کسی که عضو اتحادیه کارگری نیست
  • عضویه
  • عویکه
  • عضوی
  • روان پریشی عضوی
  • اتساع و گشاد شدن هر عضوی
  • بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
  • چهار عضوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات