Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عضلت

تلفظ بین المللی : /ˈaːzlat/ تلفظ :‌ ['a:zlat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیستروفی عضلانی
  • رده بندی علت حریق
  • عجلت
  • عضل
  • عضلات
  • عضلانی
  • عضله
  • عضله ناک
  • عطلت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عضلت . [ ع ُ ل َ ] (ع اِ) عضلة. بلا. سختی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به عُضْلة شود.

عضلت. [ ع ُ ل َ ] ( ع اِ ) عضلة. بلا. سختی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به عُضْلة شود.عضلة. [ ع َ ض َ ل َ ] ( ع اِ ) پی یا گوشت درشت ، و گوشت بازو و ساق ، و هر گوشت که پر و مجتمع باشد در پی. ( منتهی الارب ). گوشت ساق و گوشت بازو. ( دهار ). هر عصبی که با آن ...

فرهنگ فارسی

عضله بلا

کلمات مرتبط

  • دیستروفی عضلانی
  • رده بندی علت حریق
  • عجلت
  • عضل
  • عضلات
  • عضلانی
  • عضله
  • عضله ناک
  • عطلت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات