Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عصیان کردن

تلفظ بین المللی : /ˈesjɑn kˈardan/ تلفظ :‌ ['esjAn k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عریان کردن
  • عیان کردن
  • عجین کردن
  • پیراهن عثمان کردن
  • چیزی را پیراهن عثمان کردن
  • عصیان
  • عصیان اوردن
  • عصیان نمودن
  • عصیان کده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عصیان کردن. [ ع ِص ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طغیان کردن. سرکشی کردن. عصیان ورزیدن. عاصی شدن :
خویشتن را چون فریبی چون نپرهیزی ز دیو
چون نهی چون خود کنی عصیان بهانه برقضا.
ناصرخسرو.
بسا شها که بگشت او ز دوستی ملک
بسا امیر که با رای شاه عصیان کرد.
مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

طغیان کردن سرکشی کردن

کلمات مرتبط

  • عریان کردن
  • عیان کردن
  • عجین کردن
  • پیراهن عثمان کردن
  • چیزی را پیراهن عثمان کردن
  • عصیان
  • عصیان اوردن
  • عصیان نمودن
  • عصیان کده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات