Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عصلب

تلفظ بین المللی : /ˈaːsalb/ تلفظ :‌ ['a:salb]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عصلبه
  • عصلبی
  • رخوت زای عصبی
  • ستیغ عصبی
  • صفحۀ عصبی
  • عصاب
  • عصابه
  • عصب
  • عصب آسیبی الکلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عصلب . [ ع َ ل َ ] (ع ص ) توانای درشت اندام بزرگ جثه . (منتهی الارب ). مرد قوی و سخت خلقت و بزرگ و عظیم . (از اقرب الموارد). عُصلُب .

عصلب . [ ع ُ ل ُ ] (ع ص ) توانای درشت اندام بزرگ جثه . (منتهی الارب ). مرد قوی و سخت خلقت و بزرگ و عظیم . (از اقرب الموارد). عَصلَب . عصلبی ّ. || درازبالای مضطرب خلقت . (منتهی الارب ). طویل مضطرب . (اقرب الموارد)....

فرهنگ فارسی

توانای درشت اندام بزرگ جثه مرد قوی و سخت خلقت و بزرگ و عظیم

کلمات مرتبط

  • عصلبه
  • عصلبی
  • رخوت زای عصبی
  • ستیغ عصبی
  • صفحۀ عصبی
  • عصاب
  • عصابه
  • عصب
  • عصب آسیبی الکلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات