کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عصبانیت | کلماتور
معانی کلمه : عصبانیت
تلفظ بین المللی :
/ˌasabɑnˈijjat/
تلفظ :
[,asabAn'ijjat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
عصبانیت فوق العاده
با عصبانیت رفتار کردن
با عصبانیت سخن گفتن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
حرف ها و فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
عصبانی
ادم عصبانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
عصبانیت. [ ع َ ص َ نی ی َ ] ( از ع ، مص جعلی ، اِمص ) حالت و کیفیت عصبانی. ( فرهنگ فارسی معین ). خشم.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) حالت و کیفیت عصبانی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
اوقاتتلخی، بدخویی، تغیر، تندمزاجی، تندخویی، خشمگینی، خشم، غضبناکی، غضب، لج
chafe (اسم)خراش، ساییدگی، عصبانیت، پوست رفتگیanger (اسم)ستیز، خشم، عصبانیت، غضب، غیظ، براشفتگی، برافروختگی، خلمmadness (اسم)دیوانگی، عصبانیتnervousness (اسم)عصبانیت، برافروختگیhuff (اسم)عصبانیت، غضب، تغیرire (اسم)خشم، عصبانیت، غضب، از جا در رفتگیwillies (اسم)عصبانیت، حمله عصبیboiling point (اسم)عصبانیت، نقطه غلیان، د...
فرهنگ فارسی ساره
خشم، برآشفتگ
کلمات مرتبط
عصبانیت فوق العاده
با عصبانیت رفتار کردن
با عصبانیت سخن گفتن
باعی تحریک و عصبانیت شدن
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن
حرف ها و فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
عصبانی
ادم عصبانی
نظرات